خلقت حضرت حواء علیها السلام
تحقیق: سید عباس حسینی
حضرت حواء علیها السلام مادر بشریت، اولین زنی در روی زمین وهمسر حضرت آدم علیه السلام است. قرآن مجید درباره خلقت حضرت آدم به تفصیل پرداخته است، اما درباره چگونگی خلقت حضرت حواء علیها السلام موقف قرآن خيلي واضح و صريح نيست. برای همین درباره خلقت حواء علیها السلام حرف های زیادی گفته شده است وشبهه های متعددی رخ داده است.
شایع ترین شبهه این است که خداوند متعال حواء را از دنده آدم علیه السلام خلق کرده است، آن هم در حالت خواب، نه بیداری، تا این که آدم درد زیادی نکشد. برای همین مردها یک دنده، از زن ها کم دارند. البته این شبهه و این نظریه مستند روایی هم دارد. در تورات موجود همین نظریه ذکر شده وبیشتر اهل سنت قائل به همین قول هستند. در مقابل دسته ای از روایات شیعه این نظریه را به شدت نفی می کند.
ما اینجا اول خلقت حضرت حواء علیها السلام را از منظر قرآن و در مرحله بعدی از منظر روایات بررسی می کنیم.
قرآن وخلقت حواء علیها السلام
قرآن کریم در سوره نساء می فرماید: يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً كَثيراً وَ نِساء. (نساء: 1) همین طور در سوره اعراف وزمر آیاتی با همین لحن آمده است. "هُوَ الَّذی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِیَسْکُنَ إِلَیْها" (اعراف: 189) خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها (زمر: 6).
ظاهر این آیات این است که حضرت حواء را، از حضرت آدم علیه السلام خلق کرده است چون فرموده است "خلق منها" یا "جعل منها" که مرجع ضمیر نفس واحده است، ومراد از آن حضرت آدم علیه السلام است.
تفسیر قمی همین قول وتفسیر را قبول کرده است. که فرمود: يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ يعني آدم ع وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها يعني حواء برأها الله من أسفل أضلاعه.[1]
ولی بیشتر مفسرین این تفسیر را قبول ندراند، ومراد آیه را این می گیرند که خداوند متعال همسر آدم را از جنس او (جنس بشر) آفرید، نه از جسم او. شاهد بر این مطلب آیات دیگر از خود قرآن است.
به طور مثال: وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها. (روم: 21) اینجا هم تعبیر همان است که از نفس شماها همسران شما را آفریدیم. وهیچ کس شک ندارد که مراد "از جسم شما" هرگز نیست.
همین طور: : وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجا (نحل: 72) شاهد بر همین تفسیر است.[2]
همین طور حضرت علامه در تفسیر المیزان انکار می کند که حضرت حوا از بدن آدم خلق شده باشد، وتصریح می کند که آیت هیچ گونه دلالتی بر این معنی ندارد. آیت فقط همین را بیان می کند که همسر آدم از نوع خود آدم بوده است وانسانی بوده مثل او. پس آنها در نوع تماثل داشتند. همین طور نسل آدم همه بر می گردد به این دو فرد که متماثل ومتشابه بودند.[3]
خلقت حضرت حواء علیها السلام در روایات
روایات درباره خلقت حضرت حواء علیها السلام اختلاف دارند. حد اقل می توان به دو گروه از این روایات اشاره کرد.
گروه اول: روایاتی که بیان می کنند حضرت حواء علیها السلام از جسم آدم علیه السلام آفریده شده است، که در بعضی روایات به دنده چپ هم اشاره شده. بیشتر این روایات در کتاب "المیراث" آمده است.
- از امام صادق علیه السلام در کتاب شریف کافی نقل شده است: اِنَّ اللَّهَ خَلَقَ آدَمَ علیه السلام مِنَ الْمَاءِ وَ الطِّينِ فَهِمَّةُ ابْنِ آدَمَ فِي الْمَاءِ وَ الطِّينِ وَ خَلَقَ حَوَّاءَ مِنْ آدَمَ فَهِمَّةُ النِّسَاءِ فِي الرِّجَالِ فَحَصِّنُوهُنَّ فِي الْبُيُوت.[4]
- در کتاب "من لا یحضره الفقیه" درباره میراث خنثی آمده است. امام صادق علیه السلام از پدرش امام باقر علیه السلام نقل کرده:
أَنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام كَانَ يُوَرِّثُ الْخُنْثَى فَيَعُدُّ أَضْلَاعَهُ فَإِنْ كَانَتْ أَضْلَاعُهُ نَاقِصَةً مِنْ أَضْلَاعِ النِّسَاءِ بِضِلْعٍ وَرَّثَ مِيرَاثَ الرَّجُلِ لِأَنَّ الرَّجُلَ تَنْقُصُ أَضْلَاعُهُ- عَنْ ضِلْعِ النِّسَاءِ بِضِلْعٍ لِأَنَّ حَوَّاءَ خُلِقَتْ مِنْ ضِلْعِ آدَمَ علیه السلام الْقُصْوَى الْيُسْرَى فَنَقَصَ مِنْ أَضْلَاعِهِ ضِلْعٌ وَاحِد.[5]
- همچنین در کتاب "من لا یحضره الفقیه" از امیر المومنین علیه السلام نقل شده:
فَقَالَ علیه السلام إِنِّي حَكَمْتُ عَلَيْهَا بِحُكْمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ حَوَّاءَ مِنْ ضِلْعِ آدَمَ الْأَيْسَرِ الْأَقْصَى وَ أَضْلَاعُ الرِّجَالِ تَنْقُصُ وَ أَضْلَاعُ النِّسَاءِ تَمَام.[6]
- · از امام باقر علیه السلام: سَأَلَ طَاوُسٌ الْيَمَانِيُّ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام لِمَ سُمِّيَ آدَمُ آدَمَ قَالَ لِأَنَّهُ رُفِعَتْ طِينَتُهُ مِنْ أَدِيمِ الْأَرْضِ السُّفْلَى قَالَ فَلِمَ سُمِّيَتْ حَوَّاءُ حَوَّاءَ قَالَ لِأَنَّهَا خُلِقَتْ مِنْ ضِلْعِ حَيٍّ يَعْنِي ضِلْعَ آدَم.[7]
روایات در این باب به همین معنی زیاد است.
اشکالات بر این دسته روایات
بر این دسته روایات چند تا اشکال وارد کرده اند.
آن خدایی که آدم را از گل آفریده، قادر است بر این که حواء را هم از گل بیافریند. پس هیچ الزامی نیست بگوییم حواء علیها السلام را از دنده آدم علیه السلام آفریده است. به همین مطلب در صحیحه زراره اشاره شده است که وقتی از امام صادق علیه السلام پرسید:قِيلَ لَهُ إِنَّ أُنَاساً عِنْدَنَا يَقُولُونَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ حَوَّاءَ مِنْ ضِلْعِ آدَمَ الْأَيْسَرِ الْأَقْصَى قَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ تَعَالَى عَنْ ذَلِكَ عُلُوّاً كَبِيراً أَ يَقُولُ مَنْ يَقُولُ هَذَا إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ يَكُنْ لَهُ مِنَ الْقُدْرَةِ مَا يَخْلُقُ لآِدَمَ زَوْجَتَهُ مِنْ غَيْرِ ضِلْعِه.[8]
- · نکاح آدم با نفس خود (نکاحه مع ضلعه)
اگر حواء علیها السلام از جسم آدم خلق شده باشد لازم می آید که نکاح آنحضرت با بعضی از خود آن شده باشد. واین امری است مستهجن که آدم با زنی نکاح کند که جزء خودش بوده. کما این که در شریعت نکاح با دختر حرام است، چون دختر جزئی از خود آدم است.
برای همین در ادامه همان راوایت علل الشرائع امام صادق علیه السلام فرمود:
وَ جَعَلَ لِمُتَكَلِّمٍ مِنْ أَهْلِ التَّشْنِيعِ سَبِيلًا إِلَى الْكَلَامِ يَقُولُ إِنَّ آدَمَ كَانَ يَنْكِحُ بَعْضُهُ بَعْضاً إِذَا كَانَتْ مِنْ ضِلْعِهِ مَا لِهَؤُلَاءِ حَكَمَ اللَّهُ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُم.[9]
گروه دوم: روایاتی هستند که به شدت انکار می کنند حضرت حوا از جسم آدم و دنده او خلق شده باشد.
- در علل الشرایع زراره از امام صادق علیه السلام وقتی می پرسد که بعضیها می گویند حواء از دننده آدم خلق شده است، حضرت خیلی اظهار تعجب می کنند.
سُئِلَ علیه السلام: عَنْ خَلْقِ حَوَّاءَ وَ قِيلَ لَهُ إِنَّ أُنَاساً عِنْدَنَا يَقُولُونَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ حَوَّاءَ مِنْ ضِلْعِ آدَمَ الْأَيْسَرِ الْأَقْصَى قَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ تَعَالَى عَنْ ذَلِكَ عُلُوّاً كَبِيراً أَ يَقُولُ مَنْ يَقُولُ هَذَا إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ يَكُنْ لَهُ مِنَ الْقُدْرَةِ مَا يَخْلُقُ لآِدَمَ زَوْجَتَهُ مِنْ غَيْرِ ضِلْعِه.[10]
- در تفسیر عیاشی ذیل تفسیر آیت 1 از سوره نساء، عمرو بن ابی المقدام از امام باقر علیه السلام نقل می کند:
سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَ اللَّهُ حَوَّاءَ فَقَالَ أَيُّ شَيْءٍ يَقُولُ هَذَا الْخَلْقُ قُلْتُ يَقُولُونَ إِنَّ اللَّهَ خَلَقَهَا مِنْ ضِلْعٍ مِنْ أَضْلَاعِ آدَمَ فَقَالَ كَذَبُوا كَانَ يُعْجِزُهُ أَنْ يَخْلُقَهَا مِنْ غَيْرِ ضِلْعِهِ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهَا فَقَالَ أَخْبَرَنِي أَبِي عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَبَضَ قَبْضَةً مِنْ طِينٍ فَخَلَطَهَا بِيَمِينِهِ وَ كِلْتَا يَدَيْهِ يَمِينٌ فَخَلَقَ مِنْهَا آدَمَ وَ فَضَلَتْ فَضْلَةٌ مِنَ الطِّينِ فَخَلَقَ مِنْهَا حَوَّاء.[11]
تاویل روایات گروه اول وجمع بین روایات
پس ما باید روایات دسته اول را تاویل کنیم، چون "الجمع مهما امکن اولی من الطرح". علما برای جمع وتاویل این روایات چند تا اقوالی ذکر کرده اند. به چند تا از آنها اشاره می کنیم.[12]
- روایات دسته اول (که بر خلقت حواء علیها السلام از دنده یا جسم آدم علیه السلام دلالت دارند) را حمل بر تقیه بکنیم، چون این همان قول عامه است. ودر اخذ به خلاف عامه مصلحت و رشاد است، کما این که در تعارض ادله و روایات یکی از معیارهای ترجیح همین است.
- مراد از خلقت حواء از دنده آدم هرگز این است که از جسم حضرت آدم یا از یکی از اعضای بدنشان خلق شده باشد. بلکه مراد این است که خلقت حضرت حواء از گل دنده آدم بوده است. یعنی از گلی وخاکی که دنده حضرت آدم علیه السلام خلق شد، وقتی یک مقداری باقی ماند خداوند متعال از آن حواء را خلق فرمود. به این تاویل می توانیم بین این دو گروه ادله جمع کنیم ومصالحه کنیم.
از روایت عمرو بن ابی المقدام هم، همین معند تایید می شود که فرمود: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَبَضَ قَبْضَةً مِنْ طِينٍ فَخَلَطَهَا بِيَمِينِهِ وَ كِلْتَا يَدَيْهِ يَمِينٌ فَخَلَقَ مِنْهَا آدَمَ وَ فَضَلَتْ فَضْلَةٌ مِنَ الطِّينِ فَخَلَقَ مِنْهَا حَوَّاء.
مصادر ومراجع
* قرآن کریم
- ابن بابویه، محمد بن علی، علل الشرائع، کتابفروشی داوری، قم، چ1، 1385ق.
- ابن بابویه، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چ2، 1413ق.
- عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، المطبعه العلمیه، تهران، 1380ق.
- قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، تحقیق: طبیب موسوی جزایری، دار الکتاب، قم ایران، چ3، 1363ش.
- مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، بحار الانوار، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1403ق.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دار الکتب الاسلامیه، تهران، چ10، 1371ش.
[1] . تفسیر قمی، ذیل تفسیر همین آیه.
[2] . تفسیر نمونه، ذیل تفسیر آیه 1 از سوره نساء.
[3] . تفسیر المیزان، ذیل آیه 1 از سوره نساء.
[5] . من لا یحضره الفقیه، ج4، ص 362.
[6] . من لا یحضره الفقیه، ج4، ص 328.
[7] . بحار الانوار، ج11، ص 100.
[8] . علل الشرایع، ج1، ص 17، 18.
[9] . علل الشرایع، ج1، ص 18.
[10] . علل الشرایع، ج1، ص 17، 18.
[11] . تفسیر العیاشی، ج1، ص 216.
[12] . برای آگاهی بیشتر: بحار الانوار، ج11، ص 222.